نورورز 1403 خورشیدی مبارک
سلام گل های بابا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز سه شنبه 14 فروردین اولین روز کاری من در سال 1403 است.
در تعطیلات نوروز ما به آبادان رفتیم و لحظه تحویل سال نو هم اونجا بودیم.
یکی از تفاوت های نوروز امسال با سال های قبل حضور عمو امیر بعد از 13 سال در جمع ما
بود. عمه نگار اینا هم بودند در کنار ما البته آبادان.
امسال بیشتر خونه عمو روزبه اینا و خاله زهرا بودیم.
واقعا خیلی زحمت کشیدند.
امسال در تعطیلات نوروز بعد از روز چهارم من با شما نبودم چون نیاز بود بیشتر با عمو امیر
باشم.
از این بابت واقعا شرمنده ام![]()
دوست داشتم لحظه لحظه تعطیلات با مامان و شما باشم در کنار هم.
متاسفانه فقط دیروز روز سیزده بدر اونهم ساعت 10 شب به شما رسیدم که دیر شده بود.
انشالله بتونم در نوروز های بعدی جبران کنم.
از درگاه خداوند مهربان سالی خوش، همراه با تندرستی و موفقیت برای همه مردم جهان،
ایرانی ها و همچنین خانواده 4 نفره ما آرزومندم.
دوستتون دارم![]()
عاشقتون هستم![]()
هستی خانم مادر پدر، رایان آقا کاکای پدر![]()