خانوادگی در راه شوشتر پارک جزیره 22 تیر 1402

داداشی و بابا پارک جزیره شوشتر 22 تیر 1402

آجی و داداشی در پارک جزیره 22 تیر 1402

داداشی در پارک جزیره 22 تیر 1402

داداشی و آجی در پارک جزیره 22 تیر 1402

داداشی در پارک جزیره 22 تیر 1402

داداشی در پارک جزیره شوشتر

پارک جزیزه شوشتر

سلام گلهای بابا

پنجشنبه 22 تیرماه خانوادگی رفتیم شوشتر

یک جایی هست دور تا دورش آبه

یک پارک داره و یک مجموعه بازی آبی که روزهای پنجشنبه مخصوص خانواده هاست

ساعت 1:30 از سرکار رسیدم خونه

ساعت حدود 5:30 از خونه زدیم بیرون

تا از اهواز خارج شدیم حدود 6 بود

و ساعت 7:45 رسیدیم مجموعه پارک جزیزه شوشتر

خیلی جالب بود

یک استخر بزرگ داشت برای شنا کردن حدود 1 متر و 60 ارتفاع

چند تا سرسره بزرگ و کوچک هم داشت

از جمله یکی شون که داداشی و آجی زیاد بازی کردید

هی میرفتید بالا و با هم سُر می خوردید و میومدید پایین

خیلی کیف کردیم

من هم توی آب اومدم

چه آب خنک و باصفایی

هوا هم خوب بود

فقط مامان توی آب نیومد، اصلا نیومد

بعد از کلی بازی کردن، شام هم خوردیم

دوباره بعد از شام داداشی و آجی رفتید توی آب

تا حدود ساعت 11:30 شب

حدود ساعت 12 از پارک جزیره به سمت اهواز برگشتیم

و 2 بامداد جمعه خونه رسیدیم.

پیک نیک جالبی بود

کوتاه، مختصر و مفید

به امید پیک نیک های بعدی

رایان آقا قلب پدر ... هستی خانم مادر پدر

داداشی در باشگاه مهارت یابی (اولین جلسه چهارشنبه 1402/04/21)

کلاس مهارت یابی کودکان (داداشی)

سلام گل های بابا

دیروز چهارشنبه اولین جلسه کلاس مهارت یابی کودکان بود ...

که داداشی شرکت می کرد.

دو هفته ای یا بیشتر میشد که رفته بودیم و اون آموزشگاه رو دیده بودیم.

توی این کلاس بچه ها کارهای گروهی و تمرینات کششی و پریدن و مثل اینها ...

رو یاد می گیرند و تقویت میشن از این لحاظ

داداشی خیلی خوشش اومده بود

چون بچه های هم سن و سالش بودند

خیلی کیف میکرد

دیروز اما بالاخره مامان داداشی رو برد

البته هستی خانم رو هم برد کلاس زبان و بعدش هم با هم برگشتید خونه

مامان منا تشکر که زحمت می کشی برای همه ما. ازت ممنونیم

کلاس داداشی دو جلسه در هفته و روزهای شنبه و چهارشنبه است.

امیدوارم بهش خوش بگذره و مهارت های جدیدی رو یاد بگیره و تجربه کنه.

مامان آرزوی عزیز از زحماتت ممنونیم

خدا رو شکر که تو هستی

رایان آقا قلب پدر ... هستی خانم مادر پدر

بیستمین سالگرد عقد ما

داداشی در پارک کوثر در حال خاک بازی

داداشی در پارک کوثر

پارک محلی کوثر

سلام گلهای بابا

این روزها یعنی بهتر بگم این هفته برای ما یک هفته خاصه

دلیلشم اینه که هستی خانم آبادانه و این اولین باره 5 روز از ما دور بوده

مامان منا هر روز تا عصری که من برسم خونه با داداشی مشغوله

در صورتی که قبلا هر روز این کارو بیشتر آجی انجام میداد

غروبها یا شبها که میشه این هفته هر شب یک پارکی میریم

به نام پارک کوثر

که توی کیانپارسه

یک جای خلوت و خوب و پرنور

هر شب به اتفاق داداش رایان میریم اونجا

اونجا چند تا دوست هم پیدا کرده

خلاصه سرسره و تاب تاب عباسی و ... فوتبال

و حتی خاک بازی و گِل بازی

خیلی به داداشی خوش میگذره

وقتی هم حدود ساعت 12 میرسیم خونه

مامان یکراست داداشی رو میبره حموم و سشوار و اینها

بعدش هم مسواک و جیش و آب و قصه بابا رضا

و خواب

خلاصه این روزها سه نفری هستیم هستی خانم

مادر پدر پس کِی میای؟

هستی خانم، مادر پدر ... رایان آقا داداش پدر

عکس داداشی و یزدانِ خاله شیرین

تولد آقاجون: عکس سه نفره آقا جون با داداشی و آجی

تولد آقا جون

آقا جون تولد 69 سالگیت مبارک

عید قربان تولد آقا جون

سلام گلهای بابا

چهارشنبه بعد از ظهر رفتیم آبادان. حدود 7 عصر رسیدیم

چند ماهی بود نرفته بودیم فکر کنم از قبل از عید نوروز

بعد از ظهر پنجشنبه من و داداشی و دایی آرش رفتیم استخر روباز هتل آبادان

داداشی برای اولین بار بود میرفت استخر

خیلی خوشش اومده بود

دعوت دایی آرش بودیم استخر.

خیلی خوش گذشت.

پنجشنبه روز عید قربان هم بود. تولد آقا جون بود

آقا جون تولدت مبارک

امید که در پناه خدای مهربان همواره تندرست، شادکام و عزیز باشی

تولد آقا جون روز جمعه 4 تیر 1333 (روز عید قربان) بوده به همین دلیل هم اسمش رو گذاشتند قربانعلی

امسال بعد از 69 سال دوباره این دو روز خیلی به هم نزدیک شده اند.

یعنی یکشنبه این هفته 4 تیر 1402 مصادف با 69 اُمین سالگرد تولد آقاجون بود و دوباره پنجشنبه 8 تیر 1402 (یعنی فقط 4 روز بعد) روز عید قربان

جالب نیست؟؟؟

خلاصه تولد گرفتیم. بوس و ماچ و موسیقی. کیک و هدیه و اینها هم بود.

خوش گذشت.

جمعه هم رفتیم خونه خاله شیرین اینا

داداشی که کلی بهش خوش گذشت

با دوستش یزدان خیلی بازی کرد.

ساعت حدود 9:30 شب برگشتیم سمت اهواز

موقع برگشتن اما یک چیزی جا گذاشتیم

آجی هستی

با ما نیومد

موند خونه آقا جون

چند روزی میمونه

برای تنوع و شاید هم کمی رفع وابستگی

هستی خانم مادر پدر ... رایان آقا کوکای جونی پدر

داداشی در آرایشگاه لبخند عکس 4

داداشی در آرایشگاه لبخند عکس 3

داداشی در آرایشگاه لبخند عکس 2

داداشی در آرایشگاه لبخند عکس 1

آرایشگاه لبخند خیابان وهابی

سلام گل های بابا

دیروز مادر برات نوبت آرایشگاه مخصوص بچه ها گرفت

آرایشگاه لبخند توی خیابون وهابی مخصوص بچه هاست

ساعت 7 عصر نوبتمون بود و ما دو سه دقیقه مونده به 7 رسیدیم

من و مادر با هم تو رو بردیم

آجی هم خونه موند

داداشی مثل مردها نشست و هیچ تکون نمیخمورد

آقای داودی (آرایشگر) حسابی کیف کرده بود از جنتلمن بودن این گل پسر

میگفت: بعضی بچه ها میان اینجا گریه میکنن یا خیلی تکون میخورن

واقعا دستش درد نکنه. گل پسرم مثل مردها شده

خوشتیپ و ناناز

در ادامه چند تا از عکسهای آرایشگاه و داداشی در حال اصلاح شدن

مبارک باشه بابا جون

رایان آقا قشنگه، رایان آقا عزیزه