افتادن اولین دندون شیری داداشی
سلام گلهای بابا![]()
دیشب ساعت 8:30 وقتی از دانشگاه رسیدم خونه، داداشی گفت برام یک سورپرایز داره.
البته اولش که توی کمد قایم شده بود و وقتی خواستم کتم رو بزارم توی کمد، با یک پِخ بلند حسابی ترسوندم
بعدش گفتم بابا سورپرایزت چی بود؟
که دیدم جای خالی یکی از دندون های شیری ردیف پایینش رو نشونم داد.
ظاهرا دیروز توی مدرسه دندونش افتاده بود.
البته دو هفته ای بود که دندونش لق شده بود اما دیروز افتاد.
یک تبریک ویژه از طرف همه به داداشی
تا افتادن دندون شیری های بعدی فعلاً ... خُرافِز
هستی خانم مادر پدر ... رایان آقا داداش بابا![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ساعت 8:42 توسط مادر و پدر
|