بدرقه عمو امیر
سلام گل های بابا![]()
عمو امیر از آبان 1402 بعد از 13 سال اومد ایران
بیش از 6 ماه ایران موند
دیروز جمعه 28 اردیبهشت 1403 ساعت 2 بامداد بلیط برگشت به اروپا داشت از شیراز
یعنی از فرودگاه شیراز به فرودگاه استانبول
و از استانبول ترکیه به استکهلم سوئد
من و مامان و داداش و خاله زهرا برای بدرقه عمو امیر روز چهارشنبه صبح 26 اردیبهشت به سمت شیراز حرکت کردیم
هستی خانم بخاطر امتحانات پایان سال با ما نیومد و خاله آذین از آبادان اومد پیشش برای این دور روز که تنها نمونه
سفر جالبی بود از ساعت 12 روز چهارشنبه 26 اردیبهشت از اهواز خارج شدیم و ساعت 10 شب رسیدیم خونه عمه نگار اینا
توی راه کلی صحبت کردیم و ترانه شنیدیم و ...
روز پنجشنبه هم به اتفاق عمو امیر و عمه و مامان و خاله زهرا و بهار و شیرین و علی عمه نگار رفتیم بازار وکیل
خرید کردیم و خندیدیم و ناهار هم توی یک رستوران سنتی مهمان عمه نگار بودیم
خوش گذشت
پجشنبه شب هم ساعت 11 رفتیم فرودگاه شیراز برای بدرقه عمو امیر
همون اکیپ بازار وکیل البته به اتفاق عمو ایمان
بماند که توی فرودگاه هم کلی عکس و فیلم گرفتیم و مسخره بازی در اوردیم
عمو امیر خوشحال بود و روحیه خوبی داشت
و این برای همه ما خیلی مهم بود که عمو امیر بعد از این 7-6 ماهی که ایران بود با روحیه خوب برگرده سوئد
خلاصه خیلی خوب بود
هواپیمای عمو ساعت 2 بامداد روز جمعه به سمت استانبول پرواز کرد و حدود 5:30 در فرودگاه استانبول به زمین نشست
2 ساعت در فرودگاه استانبول تا پرواز استانبول-استکهلم باید منتظر می موند
بعد از اون یک پرواز حدودا 3 ساعته داشت و ساعت حدود 10:45 به استکهلم رسید
بر اساس پیامی که برای ما فرستاد حدود ساعت 12 رسیده بود خونه خودش
ما هم که برای بدرقه عمو رفته بودیم صبح جمعه حدود ساعت 11:30 خونه عمه نگار رو به مقصد اهواز ترک کردیم
توی مسیر برگشت حدود یک ساعت دشت ارژن موندیم و یک مقداری سوغاتی مثل تخمه و لواشک و ... خریدیم
برای ناهار هم ساعت حدود 5:30 عصر گچساران توقف کردیم
حدود ساعت 10 شب رسیدیم اهواز
اول خاله زهرا رو رسوندیم خونه خاله سکینه بعدش رفتیم خونه
سفر خوبی بود
برای تندرستی و شادی عمو امیر دعا می کنیم
و امیدواریم بار بعدی انشالله بیشتر بهش خوش بگذره از اقامت توی ایران
هستی خانم مادر پدر ... رایان آقا داداش پدر![]()