افتادن دندون شیری دوم داداشی

سلام دوباره گل های بابا

قبلا گفته بودم که حدود 2 ماه پیش یکی از دندون های شیری داداش افتاده بود

توی مدتی که من بیمارستان بستری شدم، یکی دیگه از دندون های شیری داداشی

البته از دندون موشی های بالا افتاد

و من اون موقع پیش شماها نبودم

حیف شد

اما به هر حال تبریک می گم به همه از طرف داداشی

گل های بابا دوست تون دارم

هستی خانم مادر پدر، رایان آقا کاکای پدر

پدر در بیمارستان

سلام گل های بابا

امیدوارم همیشه خوب و خوش باشید

گل های بابا این ماهی که گذشت پر بود از خستگی

و غم برای شما

من حالم خوب نبود و در بیمارستان بستری شدم حدود 1 ماه

در این ماه مادر منا با صبوری هر چه تمامتر کارها را به نحو بسیار احسن انجام داد

هم حواسش 6 دانگ به من بود و هم به شماها

عمو حسین و عمه عزت و عمه مهوش هم اومدند خونه مون

در این ماه مادر منا تحت فشار بسیار بزرگی بود و کلی خسته شد

میدونم چقدر هستی خانم غصه خورده و داداشی چقدر فشار تحمل کرده اما فقط میدونم اما نمی تونم درک کنم چون جای شماها نبودم

از همه شماها بویژه مادر منا پوزش می خوام که ناراحت و غمگین شدید

امیدوارم دیگه تکرار نشه و بتونم جبران کنم

دوست تون دارم

بابا رضا اشتری

آرام باش عزيز من

آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌هایمان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالؤ آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع می‌شود

شمس لنگرودی