روز جهاني كودك

پسرك مهربونم؛

امروز روز جهاني توست ،روز جهاني كودك ؛كودك دلبندم چقدر داشتنت و بودنت لازمبود كه گاهي كه خسته از روزمرگي زندگي تو لاك خودم فرو ميرم با دستهاي كوچيكتدستهام رو تو دستات بگيري و ببوسي و من شرمنده بشم ؛كه وقتي تارهاي سفيد موهامرو تو آينه ميبينم و غصه ام ميگيره بگي مامان شما چقدر خوشگلي و من ذوق كنم

كه بگي مامان لقمه هات رو كه براي مدرسه ام ميذاري دوست دارم

كه بگي مامان دوستت دارم ميخوامت…..

منم ميخوامت با تمام وجودم دلبند من

بخند دلبند كوچولوي من

كودكي كن بزرگ مرد آينده

من با خنده هاي تو دلخوش ميشم

روزت هزاران بار مبارك

مرد كوچولوي خونه مون

دوستت دارم …..مادر

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

داداشی مدرسه ماندگار یکم مهر 1402

داداشی و بابا و مامان روز یکم مهر 1402

هستی خانم و دوستان یکم مهر 1402

هستی خانم و مادر یکم مهر 1402

داداشی و بابا روز یکم مهر 1402

هستی خانم روز یکم مهر 1402

داداشی و بابا و مامان در مدرسه روز یکم مهر 1402

داداشی در آسانسور 1 مهر 1402

داداشی 1 مهر 1402

روز اول کلاس هفتم هستی خانم

سلام گلهای بابا

امروز روز اول حضور هستی خانم سر کلاس هفتم بود

از امروز دخترم هستی خانم دبیرستانی میشه

خدا رو شکر

دیشب زودتر از هر شب به رختخواب رفت بعد از مسواک، ج.ی.ش و بوس به باباب و مامان

خواستیم به رسم هر سال با هستی خانم هم بریم مدرسه

اما

اما به توصیه خودش ما باهاش نرفتیم

گفت: من بزرگ شدم اگه ممکنه می خوام تنها برم مدرسه

ما هم قبول کردیم

خلاصه هستی خانم ساعت 6 از خواب بیدار شد و دوش گرفت

مادر هم صبحانه درست کرد

صبحانه رو خورد

و مسواک و پوشیدن لباسها و کفش

راس ساعت 7:20 در خونه بود

همونطور که قبلا با راننده سرویسش هماهنگ کرده بودیم

البته من هم باهاش پایین رفتم هم برای بدرقه و هم برای آشنایی با راننده سرویس

هستی خانم هم رفت مدرسه

این هم ا بدرقه اولین روز مدرسه دختر دبیرستانی ام

مادر هستی عزیزم، انشالله امسال بهترین سال تحصیلیت باشه

دوستی و محبت و یادگیری

موفق باشی گل بابا

دوستت دارم مادر هستی عزیز انشالله که ...

همیشه تندرست، شادکام و عزیز باشی بابا جون

هستی خانم، قلب پدر ... هستی خانم، مادر پدر

اولین روز مدرسه (پیش دبستانی) داداشی 1 مهر 1402

سلام گل های بابا

بالاخره اولین روز رسمی مدرسه داداشی فرا رسید

شنبه یکم مهر 1402

از چند روز قبل خیلی خوشحال و هیجان زده بود

دیروز پریروز هم که آقا جون اینا خونه مون بودند هم یک پیشواز خوب برای داداشی حساب میشد

حسابی با آقا جون بازی کرد و شیطونی و فضولی

دیشب هم مادر منا موهاش رو کوتاه کرد و بعدش حموم

خلاصه خوشحال و خوش تیپ بعد از سشوار و مسواک و قصه بابا با رضایت به رختخواب رفت

به امید آغاز روز بعد و شروع یک مرحله جدید زندگی

پیش دبستانی 2 مدرسه ماندگار خیابان 15 شرقی کیا آباد

امروز صبح همه اعضای خانواده بیدار شدیم

هستی خانم هم روز اول مدرسه اش که کلاس هفتم دبیرستان شایستگان (شهید ابراهیمی) رو شروع کرد

داداشی خوشحال بود

من و مادر و داداشی حدود ساعت 7:45 دقیقه از خونه خارج شدیم به هدف رفتن به مدرسه داداشی

10 دقیقه کمتر اونجا بودیم

مدرسه خیلی خوبی بود

مدیر و معلم های جوان و خوشرو

خیلی از این مدرسه خوشم اومد معلومه که نظم و انضباط داره چیزی که برای همه بچه ها لازمه و من خیلی بهش اعتقاد دارم

ما رفتیم توی مدرسه و بعد از یک خوش و بش کوچیک با خانم مدیر

بعدش داداشی رو تا توی کلاسش بدرقه کردیم

با خانم معلمش آشنا شدیم البته مادر از قبل خانم معلم خانم خمیسی رو دیده بود

داداشی هم با خانم معلم و دوستاش دست داد و خیلی زود مشغول بازی با بچه ها شد و به ما گفت: شما برید خونه

من و مادر موندیم

امروز اولین روزی بود که مادر تنهای تنها شد البته فقط تا ظهر چون همین الان که زنگ زدم خونه رفته بود دنبال رایان از مدرسه برش گردونه

بعد از مدرسه من و مادر رفتیم فروشگاه شرکت و خرید ماهیانه انجام دادیم.

روز اول مهر روز خوبی بود انشالله که تا آخرین روز مدرسه برای داداشی مملو از خبرهای خوش و فراگیری چیزهای کوچک و بزرگ باشه

دوستت دارم دانش آموز کوچولو

رایان آقا، داداش پدر ... رایان آقا کوکای جونی