13 بدر 1402
سلام گلهای بابا![]()
![]()
در روز 13 بدر امسال خیلی سرحال نبودیم
چون شب قبل تازه از تهران رسیده بودیم و خسته بودیم
همه حدود ساعت 11 شب خوابیدیم
من ساعت 7 بیدار شدم خیلی خسته بودم
دیدم همه خوابیدن
دوباره رفتم توی رختخواب
وقتی بیدار شدم حدود ساعت 13:30 بود
متوجه شدم دایی آرش و خاله آذین رفتن آبادان
چون فرداش باید می رفتند سر کار
خلاصه مامان هم انگار بیدار شده بود و ظرف ها رو شسته و بود و لباسها رو هم انداخته بود توی لباسشویی و دوباره خوابیده بود
حدود ساعت 4 بعد از ظهر با دایی علی مامان جون برنامه ریزی کردیم بریم بیرون
رفتیم جاده ساحلی نشستیم
از ساعت حدود 5 تا 7:30
اتفاقا هوا خیلی سرد شده بود
ناهار و تخمه و میوه خوردیم
و اینطوری سیزده ما در سال 1402 بدر شد
ساعت حدود 8:30 رسیدیم خونه
تعطیلات تموم شده و باید برای سال جدید آماده می شدیم.
تعطیلات خوبی بود
امیدوارم تعطیلات بعدی هم حداقل اینقدر خوب باشه
دوستتون دارم عزیزانم![]()