روز بعد با دایی احسان اینا رفتیم پارک و دریاچه چیتگر

خیلی خوش گذشت

دایی احسان و پارسا و زن دایی

ما و خاله آذین اینا

اونجا هم خیلی خوب بود

اولش رفتیم دریاچه چیتگر

خیلی بزرگ بود

هوا آفتابی و گرم بود البته باد هم می وزید

بعدش هم رفتیم پارک چیتگر

تا رسیدیم پارک حدود ساعت 4:30 بود

همه جا شلوغ بود

مردم اومده بودند بیرون

دایی احسان هم برامون کباب درست کرد

خیلی خوشمزه بود

عالی بود

تا شب هم اونجا بودیم

پای زغال های قرمز چای و قهوه خوردیم

خیلی خیلی خوش گذشت

تا خونه رسیدیم حدود ساعت 9 شده بود

واقعا خوش گذشت